۱۴ تير ۱۳۹۳

دریای پنهان

به پیش روی من تا چشم یاری می کند ، دریاست
چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست
درین ساحل که من افتاده ام خاموش
غمم دریا ، دلم تنهاست
وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق ها ست
خروش موج با من می کند نجوا
که : هر کس دل به دریا زد رهائی یافت
که هر کس دل به دریا زد رهائی یافت
مرا آن دل که بر دریا زنم ، نیست
ز پا این بند خونین بر کنم نیست
امید آنکه جان خسته ام را
به آن نادیده ساحل افکنم نیست
فریدون مشیری
حمیدنازکی [ ۲۱ مهر ۱۳۹۳ ]

سلام
چه تعبیر زیبایی داره فریدون مشیری

مرغ دریا بادبان های بلندش را

در مسیر باد می افراشت

سینه می سائید بر موج هوا

آنگونه خوش، زیبا


مهدی [ ۱۵ تير ۱۳۹۳ ]

سلام آقای برزویه.التماس میکنم عکس های سریال باغ مظفر را هم قرار دهید.


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
3124661